برای نقد فیلم به چه نیاز داریم؟

حلقه ی پیوند روانشناسی و سینما (2)
22 تیر, 1393
چرا منتقد همیشه شخصیت است؟
22 تیر, 1393

برای-نقد-چی-لازمه-1

برای نقد فیلم به چه نیاز داریم؟

آنچه به خالق اثر هویت می بخشد و اثرش را یگانه می سازد در وهله ی اول جهان بینی اوست و سپس سبک خاصش. او نخست بر مبنای دغدغه های شخصی سراغ موضوعات خاصی می رود؛ موضوعاتی که برای او مسئله اند. خالق اثر نسبت به یک موضوع بی نظر نیست و از طریق شخصیت ها و یا دوربین موضع شخصی خود را اعلام می کند. به علاوه خالق برای خلق اثری هنری باید سبک خاص خود را داشته باشد؛ باید بداند چگونه آنچه را در سر دارد در قالب فرم خاص سینمایی ـ که لزوماً از قواعد مطلق و یکسانی پیروی نمی کند ـ در آورد. پس از آن نوبت به منتقد است که او نیز برحسب جهان بینی شخصی خود و فرم خاص نوشتنش به نقد و ارزیابی فیلم بپردازد.
با تمایز گذاشتن میان دو وجه ابژکتیو و سابژکتیو نقد می توان این موضوع را دقیق تر بررسی کرد. می توان به صورت قراردادی اولی را تحلیل فیلم نامید و دومی را نقد فیلم. در مرحله ی تحلیل، منتقد ـ و یا تحلیل گر سینما ـ به طبقه بندی فیلم می پردازد و ویژگی های عینی آن را مشخص می کند. مثلاً اینکه فیلم در چه ژانری است؟ متأثر از چه فضایی است؟ آیا روایت خطی دارد؟ سوررئال است یا رئال یا…؟ آغاز، گره افکنی و گره گشایی فیلم کجاست؟ شخصیت محور است یا قصه محور؟ و … . در اینجا کمتر قضاوت ارزشی مطرح است و بیشتر توصیف و طبقه بندی فیلم صورت می گیرد. مثلاً در اینکه سینمای هیچکاک سینمای تعلیق است میان منتقدین اختلاف نظر نیست و این وجه ابژکتیو و عینی ماجراست. اما در اینکه آیا تعلیق جذاب تر است یا معما یا … اختلاف نظر وجود دارد. عمده ی کسانی که خود را به عنوان منتقد می شناسند در واقع بیشتر به تحلیل اثر می پردازند. بدون جهان بینی و نظام زیباشناختی مخصوص خود.

منتقد راستین فراتر از تحلیل و طبقه بندی فیلم نظام زیبایی شناسی خاص خود را دارد. این نظام زیبایی-شناختی همان فرم است؛ منتقد باید فرم مطلوب و آرمانی خود و مصادیق آن را معین کند و سپس این فرم به مثابه معیار او برای سنجش حسن و عیب فیلم ها عمل می کند. این وجه کاملاً ذهنی، شخصی و سابژکتیو است؛ هر چند منتقد با اصرار بر موضع خود ـ که در واقع حکم نوعی دفاع از فردیت و حرمت خود را دارد ـ چنان عمل می کند که گویا موضع او حرف آخر است. نظام زیبایی شناختی هر مؤلفی بنا بر جهان بینی، تجارب شخصی، مقتضیات زمان و انتظارات مخاطب شکل خاصی می یابد که کاملاً ذهنی و شخصی است. منتقد نیز بنا بر همین مؤلفه ها فرم زیبایی شناسی خود را کشف و در واقع ابداع می کند و بسط می دهد و آن را ملاک ارزیابی خود می سازد.
علاوه بر فرم زیبایی شناسی خاص، منتقد برای اشغال جایگاهی معین در جهان و درانداختن طرحی از خود باید جهان بینی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاصی داشته باشد. آیا قائل به ایدئولوژی و مکتب خاصی است؟ چه تعریفی از آزادی، عدالت، انسانیت و دیگر ارزش های آرمانی دارد؟ نگاه او به مسئله ی هویت چگونه است؟ و حتی نظر او راجع به موضوعات جزئی تری مثل نوستالژی چیست؟
این وجه نیز سابژکتیو و شخصی است و از منتقدی به منتقد دیگر فرق می کند. پس با یک وجه ابژکتیو و عینی در نقد روبروئیم که میان همه مشترک است؛ با ارجاع به تمایز میان تیپ و شخصیت می توان گفت تحلیل صرف در سطح ابژکتیو سینما همان ویژگی بارز تیپ منتقدین است. اما علاوه بر آن منتقد از یک وجه سابژکتیو نیز برخوردار است که جهان بینی و فرم زیبایی شناختی خاص او و به علاوه سبک نگارش اوست که کاملاً شخصی است.
بنابراین برخلاف تصور رایج نقد فیلم صرفاً یک عمل تفننی یک اقلیت نخبه نیست! منتقد علاوه بر دانش عینی و دقیق درباره ی سینما، نظام زیبایی شناختی معین و گرایش های فکری و هنری مختلف از نقطه ی خاصی به جهان می نگرد و این نقطه نظر را در تمامی نقدهایش آشکار می کند. منتقد راستین در نقدش روح خود را می دمد

سایت هنردرمانی
سایت هنردرمانی
تخصصی ترین سایت در زمینه روانشناسی ، هنردرمانی و شاخه های وایسته به آن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

كد امنيتي :به عدد وارد كنيد: